تاريخ خبر: پنجشنبه 26شهریور 1388، 27رمضان 1430، 17سپتامبر2009، شماره 24571پنجشنبه 26شهریور 1388، 27رمضان 1430، 17سپتامبر2009، شماره 24571

پيشگيري از پيشروي كوير لوت


روي تپه‌هاي ماسه‌اي، زير آفتاب سوزان، دختران روستايي را مي‌‌بيني سرگرم چيدن دانه‌هاي‌ «گزانگبين» از شاخه‌ها. کاسه کوچکي زير چانه خود قرار داده‌اند و با خيس‌کردن سرانگشت خود با زبان، دانه‌هاي گز را ـ‌که از آن خون شيرين بيرون مي‌زندـ مي‌چينند و در کاسه مي‌ريزند.

آن‌سوتر، يک گاو تنومند بر روي تپه‌اي شني، سرپا ايستاده است.(يک تاکسيدرمي طبيعي!) همه اجزاي بدن‌اش سالم است. سلامت اجزا، نشانگر آن است که هوا در اين‌جا به اندازه‌اي گرم است که بدن گاو، پيش از پوسيدن، خشک شده است. حتي باکتري‌هاي بدن‌اش، زمان نيافتند او را تجزيه کنند.‏

دکتر پرويز کردواني، پير کويرشناس، عکس‌هاي کوير را به کناري مي‌گذارد و در پاسخ به پرسش‌ام مي‌گويد: «نه امروزه ديگر کسي گزانگبين نمي‌چيند.»

اين جا بيابان لوت است؛ و فقط يک جا در جهان («باگنولد» در کشور ليبي) مانند بيابان لوت ايران است.

قلمروهايي از بيابان لوت، گستر‌ه‌اي به درازاي 22 کيلومتر و پهناي 150 کيلومتر، تهي از هرگونه حيات ا‌ست. طبيعتي چنين روگردان از زندگي، حتي در صحراي آفريقا نيز يافت نمي‌شود و سخت باور مي‌کني در چنين جايي، انسان زندگي‌کند.

سخت‌کوشي با جانِ کويرنشين، آميزه‌اي ديرينه دارد و برخي از آنان همچنان در کوير مانده‌اند؛ ولي ديگر زميني نمانده است که رويش کشت كنند. کاريزها خشکيده، آب‌ها شور و زمين‌ها از ماسه پوشيده است.

پهنه 80 هزار کيلومتري بيابان لوت، در جنوب شرقي ايران ـ از شمال به ارتفاعات جنوب بيرجند، از غرب به کوه‌هاي‌کرمان؛ از جنوب به جاده بم ‌ـ ‌‌زاهدان و از شرق: به کوه‌هاي بلوچستان و سيستان ـ دامن گسترده است.

چونيت آب‌ و هوايي لوت، خشن و ناخوشايند و بخش‌هاي داخلي آن بي‌آب است. از اين‌رو نمي‌توان زمان زيادي در آن به‌سر برد و گوشه‌ و کناره‌‌هاي ناشناس آن را موشكافه كنكاش كرد. در هر سفر، فقط امکان پرداختن به يک بخش آن وجود دارد.

اما در اين ميان، دکتر پرويز کردواني استثناست. او تا ژرفاي کوير رفته و همه‌جا را کاويده است. کردواني در اين باره مي‌گويد: «گوشه گوشه بيابان لوت را در مدت پنج سال كاويده و بخش‌هايي از سرشت طبيعي و انساني آن را بازشناسي كرده‌ام. كتاب «بيابان» برآيند آن سركشي و كاوش است.»

بيابان لوت به لحاظ پوشش‌ گياهي، بسيار دست‌تنگ (فقير) است و بخش‌هاي زيادي از آن ‌گياه ندارد. در هيچ جاي ايران، سرزميني تا اين اندازه خشک ديده نمي‌شود. بخش مياني‌(مرکزي) لوت، به تمامي، تهي از گياه‌ است. لوت از لحاظ آب نيز بسيار دست‌تنگ است. فقط يک رود هميشگي (بيرجند) دارد که‌ گرچه در همه درازاي سال آب دارد، ولي هم بسيار شور است، هم تلخ و هم نامناسب براي آشاميدن و کشاورزي؛ و سبب فرسايش خاک و شوري بيشتر لوت مي‌شود.

ديگر رودها يا مسيل‌ها نيز گذرا (موقتي) هستند و چندروز در سال، يا هر چندسال يک‌‌بار، مفتخر به گذر باريکه‌آبي مي‌شوند. اين بيابان تلخ، چشمه‌هايش نيز نمکين است و ناخوردني؛ و از بس اندک، که توان جاري‌‌شدن بر زمين را ندارند. ‏



باد

باد، انبوه ماسه‌هاي بادي را پشت ديوار يک خانه، جمع کرده و تا لبه بالاي ديوار برده است. صاحب خانه، ديگر نياز ندارد از در وارد خانه شود، مي‌تواند با بالارفتن از روي تل ماسه‌ها، پا به حياط خانه بگذارد. کشتزارها و با‌غ‌ها نيز، پياپي در آستانه هجوم ماسه‌هاي روان قرار دارند و روستاييان ناچارند مدام ماسه‌روبي کنند.

دکتر کردواني مي‌گويد: «هنگامي که باد مي‌وزد، ماسه‌هاي روان به سوي جوي‌ها، سرچشمه‌ها، کاريزها، کوچه‌ها و خانه‌ها روان مي‌شود و تراز کشتزارها را مي‌پوشاند و آمدو شد وسايل نقليه را مي‌خواباند‌ و بيش‌ از پيش‌ از ميزان محصول مي‌کاهد. باد همچنين با کندن زمين، امکان رويش دوباره گياه را از بين مي‌برد و ريشه گياهان بيرون‌افتاده را مي‌خشکاند.»

کردواني مي‌‌افزايد: «از بادهاي مهم بيابان لوت، باد 120 روزه سيستان است که در تابستان مي‌وزد و تپه‌هاي بزرگ ماسه را جابه‌جا مي‌کند و همچون بادبادک به اين‌سو آن‌سو مي‌کشاند. يک باد ديگر نيز در آغاز بهار مي‌وزد و تأثير زيادي در فرسايش خاک و پيشروي بيابان دارد.»



خاک

گرماي توان‌فرسا و چونيت آب‌وهوايي لوت، اجازه نمي‌دهد موجودات زنده خاک‌ساز در تکامل خاک بکوشند؛ فقط در قلمروهاي کوچک نم‌دار مانند: آبراهه‌ها، دور و بر چشمه‌ها و برخي مسيل‌ها، اندکي خاک تشکيل مي‌شود. بنابراين هر آن‌چه خاک از دست مي‌رود، براي هميشه رفته است.

از سوي ديگر، در خاک‌هاي قهوه‌اي‌ و خاکستري لوت، به ميزاني که رطوبت کم است، غلظت محلول زياد است. به سبب کمبود رطوبت، خاک فرآيند تکامل را نمي‌پيمايد. پديده‌هاي طبيعي مانند ‌فرسايش خاک، پوشيده‌شدن زمين از ماسه و... روند تکامل خاک را مدام پس مي‌زند. همان‌گونه که گفته شد، خاک‌هاي قلمرو کوير لوت، پوشش گياهي ندارد و ماده‌آلي مانند کربن در آن‌ها کم است، براي همين، از لحاظ ازت و فسفر نيز دچار کمبود است.



رودها و چشمه‌ها

دکتر کردواني درباره رودها و چشمه‌هاي بيابان لوت، مي‌گويد: «در دشت لوت، آثار آبراهه و مسيل‌ها به اندازه‌اي زياد است که اگر کسي از نزديک با جغرافياي آن آشنا نباشد، با ديدن عکس هوايي، گمان مي‌برد كه در اين بيابان، شبکه‌ گسترده‌اي از آب‌هاي روان وجود دارد. حال آن‌که داراي ناچيزترين شبکه آب‌هاي روان است.»

در بيابان لوت، چهار يا پنج چشمه وجود دارد، مانند: نازي‌آب و بلوچ‌آب (لوت جنوبي) و مستوفي‌آب و آب‌يلان (لوت مرکزي). آب اين چشمه‌ها کم است و شور؛ به گونه‌اي که نه در تراز زمين جاري مي‌شود و نه مي‌توان براي آبياري و يا خوردن از آن‌ها استفاده کرد. فقط شترها اندکي از آن مي‌نوشند.



سيلاب

در هزاران سال پيش، سيلاب‌هاي ناگهاني، «شهداد قديمي» را از ميان برداشت. ‏

در لوت، باران نمي‌بارد؛ هنگامي هم که مي‌بارد، چنان سيلابي راه مي‌اندازد که همه موادآلي خاک را مي‌شويد و با خود مي‌برد. سيلاب‌هاي لوت ـ‌ در نبود پوشش گياهي ‌ـ سبب فرسايش و از بين رفتن گستره بزرگي از زمين‌هاي بارآور شده است. ‏

دکتر کردواني در اين باره مي‌گويد: «سيل در اين زمين‌ها ايجاد لات(به گويش محلي:کوچه) کرده است که گاه ژرفاي اين فرسايش‌ سيلابي به 30 متر مي‌رسد. در برخي جاها، سيل‌هاي ناگهاني به نابودي کاريز و کل روستا انجاميده است. سيل، شمار زيادي از کاريزها را چنان به ويراني کشيده که امکان بازساخت دوباره آن‌ها وجود نداشته است و روستاييان، ناچار از کوچ شده‌اند.»



عرق‌ريزان لوت

ايستگاهي در بيابان لوت نيست که رطوبت را نشان دهد. تازه اگر هم بود، رطوبتي نيست که نشان داده شود. «نيساري» در کتاب جغرافياي اقتصادي ايران، رطوبت هوا در بيابان‌ لوت را در تابستان، نزديک به صفر برآورد کرده است.

اما برآوردي از ميزان درجه حرارت لوت و ديگر آخشيج‌‌ها (عناصر) آب‌و هوايي آن در دست نيست. در لوت، هيچ دستگاه هواشناسي وجود ندارد که نشان دهد چه ميزان باران مي‌بارد. تنها ايستگاه‌هاي هواشناسي شهرهاي دور بر لوت نشان مي‌دهد که در شهداد(غرب) در 14 سال، فقط 64 ميل باران باريده است. گاهي در «فهرج» در سال، سه‌دهم ميل باران مي‌آيد. «برج اکرم» در 14 سال، 41 ميل باران داشته است. ميانگين باران در «نصرت‌آباد» در 12 سال، فقط 72 ميل بوده است.

ميزان بارندگي مهم نيست، بلکه سرشکن آن در همه ماه‌هاي سال براي پايداري گياه اهميت دارد. حال آن‌که در لوت، در شش ماه از سال، باران، حتي ردي هم نمي‌زند و روشن است که در چنين وضعي، هيچ گياهي توانا به ادامه زندگي نيست و خشک مي‌شود.

ديدگاه دکتر کردواني چنين است: «آغاز امرداد، گرمترين روزهاي لوت است و دما در مرکز آن از 55 درجه بالاي صفر مي‌گذرد. مونو (mono‎‏) پژوهشگر فرانسوي با همکاري موسسه جغرافيايي دانشگاه تهران، سفري به ايران داشت. او در يادداشت‌هايش آورده است که در فوريه(آغاز اسفند) درجه حرارت ماسه‌هاي دور و بر بيابان لوت، تا 67 درجه مي‌رسد؛ و مي‌پرسد هنگامي‌که در زمستان، چنين دمايي وجود دارد، در ماه ژوئيه(تير و امرداد) در اين بيابان چه مي‌گذرد؟ اسراتيل ‌زاور (دانشمند اتريشي) نيز در کتاب خود، فرض آورده که لوت مرکزي، مي‌تواند نمايشگر قطب حرارتي کره زمين باشد. سپس دماي ماسه را تا 52 درجه در ژوئن(خرداد) در غرب نصرت‌آباد(شرق لوت) اندازه‌گيري کرد و نتيجه گرفت که حرارت در همان آن(لحظه) در مرکز لوت(800 متر آن‌سوتر) مي‌تواند بيش از 57 درجه باشد.»



ماندگاران (ساکنان)‏

کاريزهـا، کشـتزارها، آثار ساختماني و مانده‌ها(بقايا)يي از دژها، بيانگر آن است که در گذشته دور، مردم بيشتري در لوت، ماندگار بوده‌اند.

دور و بر لوت را کوه‌هايي در برگرفته که برخي از ستيغ‌(قله)‌هاي آن برف‌گير است. آب‌وهوا اگر چه در کوهپايه‌ها به نسبت داخل لوت، بهتر است اما در آن‌جا نيز مردم به سختي گذران مي‌کنند.

در دور و بَر کوير لوت، به سبب سخت‌تر شدن زندگي، مردم کمي زندگي مي‌کنند. روستاها تا 100 کيلومتر از هم پرت افتاده‌اند. در لوت ‌جنوبي(40 کيلومتري شمال جاده بم ‌ـ‌ ‌زاهدان) فقط يک مرغزار(واحه‌) وجود دارد به نام شاهرخ‌آباد که داراي يک رشته کاريز با آب شيرين است. زمين آبرفتي آن، داراي خاک و آب شيرين است و روستاييان در آن، فرآورده‌هاي گرمسيري به دست مي‌آورند.اگر بخواهيد از شمال وارد بيابان لوت شويد، بايد از روستاي «سرچاه» (جنوب بيرجند) گذر كنيد. بادهاي شرقي با خود، گچ به اين روستا مي‌آورند و همه‌جا را سفيدپوش مي‌کنند. ‏

فقط چند خانوار، جمعيت روستاي گوشه‌گزين «نخيله» را تشکيل مي‌دهد. که همگي در چادر زندگي مي‌کنند و با کسي بستگي ‌(رابطه) ندارند و ازدواج‌ در ميان آنان، درون‌فاميلي‌ است و روزگارشان از راه هيزم‌فروشي و شترچراني مي‌گذرد.‏

دکتر پرويز کردواني در لابه‌لاي يادها و خاطرات خود درباره مردم نخيله مي‌گويد: «چند‌سال پيش که به سويشان رفتم، از ديدن راديو در دستم شگفت‌زده شده بودند.» ‏



پيشروي

از شُوند(علت)هاي طبيعي در پيشروي بيابان لوت، خشک‌شدن گياهان از بي‌آبي، از بين‌رفتن پوشش‌‌‌گياهي و شورشدن زمين است.

وزش باد نيز، خاک را مي‌فرسايد. توفان‌هاي ماسه‌اي نيز با فروريزي ماسه بر تراز کشتزارها، زمين را نابارور مي‌کند.‏

از بين رفتن پوشش گياهي، گستره تپه‌هاي ماسه‌اي، خشکيدن کاريزها و ويراني بناهاي مسکوني (از وزش باد) همه... داستان از پيشروي در قلمرو کوير لوت دارد. ‏

دکتر پرويز کردواني مي‌گويد: «در گذشته، حاشيه بخش غربي کوير لوت، داراي جنگل‌هاي انبوه کهور بود، که از بين رفته است. در پيشروي کوير، عامل انساني نيز دخالت دارد؛ ولي بهره‌برداري کويرنشين از خاک و آب، فراهم‌آور يک زندگي ساده برايش بوده است و او هرگز در رفاه نبوده و نيست.

روستايي کويرنشين، ناچار از کندن بوته‌ها و درختچه‌ها براي ماده سوختي و پوشش سقف خانه و يا علوفه براي جانوران خود بود. از سويي، چون دسترسي به آب شيرين نبود، از آب شور و نيمه‌شور براي آبياري استفاده کرد، که اين خود به شوري بيشتر خاک انجاميد و روستاها تخليه شدند.»



پيشگيري

تاکنون، حرف از پيشروي بود، اکنون سخن از پيشگيري است. ‏

دکتر کردواني در اين باره مي‌گويد: «با شرايط طبيعي چيره بر قلمرو لوت، پيشگيري از بيابان‌زايي، بس دشوار مي‌نماياند. رعايت موارد مربوط به عامل انساني نيز دشوار است.»

او مي‌افزايد: «اما پيشنهادهاي من براي پيشگيري از پيشروي بيابان لوت اين‌هاست: 1- کار زيربنايي براي فروکاستن‌(تعديل) توفان‌هاي ماسه‌اي و تثبيت آن، با توجه به خاستگاه ماسه‌ها. 2- ايجاد کار براي روستايي کويرنشين، و کاستن از چراي شترها. 3- تأمين سوخت روستاييان کويرنشين و تشويق آنان به رهباني از گياهان کويري. 4- مانع‌شدن از پيوستن آب شور به شيرين و به عکس. 5- مانع از جاري‌شدن آب شور به دور و بر کوير. 6- آموزش کشاورزان کويري با اصول کشاورزي مدرن. 7- آموزش و شناساندن اهميت درخت و گياه به روستاييان. 8- تقويت و ايجاد پوشش گياهي در حاشيه‌.»کردواني‌ ادامه مي‌دهد: «پيش از هر کاري، بايد سويه‌هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، طبيعي و فرهنگي آن کار بررسي شود، که هم برآيند بهتري داشته باشد و هم هزينه‌ها هدر نرود.» ‏

علي درويشي

codex24x

page05

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه